In the suburbs, I
I learned to drive
And you told me I'd never survive
Grab your mother's keys, we're leaving

You always seemed so sure
That one day we'd fight in
In a suburban war
You put it down against mine
I saw you standing on the opposite shore
Nobody down, the first bombs fell
We were already bored
We were already, already bored

Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling
Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling again

The kids won't be so hard
In my dreams we're still screaming
Running through the yard
And all the walls that they built in the 70s finally fall
And all of the houses they built in the 70s finally fall
It meant nothing at all
It meant nothing at all
It meant nothing

Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling
Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling into the night

So can you understand
How I want a daughter while I'm still young
I want to hold her hand
Show her some beauty
Before this damage is done
But if it's too much to ask
If it's too much to ask
Send me a son

Under the overpass
In the parking lot we're still waiting
It's already passed
So move your feet from hot pavement
And into the grass
Cause it's already passed
It's already already passed

Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling
Sometimes I can't believe it
I'm moving past the feeling again

I'm moving past the feeling
I'm moving past the feeling

In my dreams we're still screaming
We're still screaming
We're still screaming

توی حومه ی شهر ، من
من رانندگی یاد گرفتم
و تو به من میگفتی ما هیچ وفت جونه سالم به در نمیبریم
کلید های مامانتو بردار داریم میریم

تو همیشه خیلی مطمئن به نظر میرسیدی 
که یه روزی ما خواهیم جنگید 
توی جنگ های حومه ی شهری
و این رو مخالف من قرار میدادین
من تو رو توی زمین دشمن (مخالف) دیدم
هیچکس نمرده بود ، اولین بمب ها افتادن
و ما خسته شده بودیم
 و ما قبلش هم خسته شده بودیم 

بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم به اون احساس بر میگردم
بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم دوباره به اون احساس بر میگردم

بچه ها انقدر ها هم سخت گیر نخواهند بود
توی رویا هامون ما هنوز داریم جیغ میکشیم
توی حیاط میدویم
و تمام دیوار هایی که اونا ساختن در آخر توی دهه هفتاد فرو ریختن
 و تمام خونه هایی که اونا ساختن در آخر توی دهه هفتاد فرو ریختن 
و هیچ مفهومی نداشت
و هیچ مفهومی نداشت
مفهومی نداشت

بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم به اون احساس بر میگردم
بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم به اون احساس بر میگردم در دل شب

میتونی بفهمی
که من یه فرزنده دختر میخوام با اینکه هنوز جوونم
میخوام دستشو بگیرم
و بهش زیبایی هارو نشون بدم
قبل از اینکه خسارتش تموم شده
اما اگه خواستم زیاده
اگه خواستم زیاده
بهم یه فرزنده پسر بده

زیر پل
توی پارکینگ ما هنوز منتظریم
اما دیگه رد شده
پس پایت رو از آسفالت داغ حرکت بده
توی چمن
چون دیگه رد شده
چون قبلا دیگه رد شده

بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم به اون احساس بر میگردم
بعضی وقتا من باور نمیکنم
من دارم دوباره به اون احساس بر میگردم
من دارم به اون احساس بر میگردم
من دارم به اون احساس بر میگردم

توی رویای من ما داریم هنوز جیغ میزنیم
هنوز جیغ میزنیم
هنوز جیغ میزنیم